عنوان:
رابطۀ مهارت مدیریت زمان و تنظیم هیجان با عملکرد شغلی و استرس شغلی در کارمندان
نویسنده (گان):
چکیده:
زمینه: مدیریت زمان و تنظیم هیجان، مهارتهای خودتنظیمی مهمی هستند که میتوانند بر عملکرد شغلی و بهزیستی شغلی کارکنان تأثیر بگذارند.
هدف: این مطالعه با هدف بررسی رابطه مهارتهای مدیریت زمان و تنظیم هیجان با عملکرد شغلی و استرس شغلی در بین کارکنان انجام شد.
روش: این مطالعه توصیفی-همبستگی و مقطعی در بین 225 نفر از کارکنان شرکت فناوری اطلاعات راهبر سداد فارس و شرکت دادهپردازی سداد بانک ملی ایران در سالهای 1403 تا 1404 انجام شد. شرکتکنندگان با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه مهارتهای مدیریت زمان، پرسشنامه تنظیم هیجان، مقیاس استرس شغلی HSE و پرسشنامه عملکرد شغلی هرسی و گلداسمیت جمعآوری شدند. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که مهارتهای مدیریت زمان، عملکرد شغلی را بهطور مثبت و معنادار پیشبینی میکنند (0/001= p). همچنین، مهارتهای مدیریت زمان با نمره HSE رابطه مثبت و معناداری داشتند که بیانگر شرایط شغلی مطلوبتر و استرس شغلی کمتر است. در بین مؤلفههای تنظیم هیجان، سرکوبی با عملکرد شغلی رابطه منفی و معنادار (0/007 = p) و با نمره HSE رابطه منفی و معنادار داشت که نشاندهنده استرس شغلی بیشتر است (0/020 = p). با این حال، مؤلفههای تنظیم هیجان در مدل رگرسیون همزمان نقش پیشبینیکننده معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، مداخلات آموزشی با هدف تقویت مهارتهای مدیریت زمان میتوانند به بهبود عملکرد شغلی و کاهش استرس شغلی کارکنان کمک کنند.
هدف: این مطالعه با هدف بررسی رابطه مهارتهای مدیریت زمان و تنظیم هیجان با عملکرد شغلی و استرس شغلی در بین کارکنان انجام شد.
روش: این مطالعه توصیفی-همبستگی و مقطعی در بین 225 نفر از کارکنان شرکت فناوری اطلاعات راهبر سداد فارس و شرکت دادهپردازی سداد بانک ملی ایران در سالهای 1403 تا 1404 انجام شد. شرکتکنندگان با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه مهارتهای مدیریت زمان، پرسشنامه تنظیم هیجان، مقیاس استرس شغلی HSE و پرسشنامه عملکرد شغلی هرسی و گلداسمیت جمعآوری شدند. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که مهارتهای مدیریت زمان، عملکرد شغلی را بهطور مثبت و معنادار پیشبینی میکنند (0/001= p). همچنین، مهارتهای مدیریت زمان با نمره HSE رابطه مثبت و معناداری داشتند که بیانگر شرایط شغلی مطلوبتر و استرس شغلی کمتر است. در بین مؤلفههای تنظیم هیجان، سرکوبی با عملکرد شغلی رابطه منفی و معنادار (0/007 = p) و با نمره HSE رابطه منفی و معنادار داشت که نشاندهنده استرس شغلی بیشتر است (0/020 = p). با این حال، مؤلفههای تنظیم هیجان در مدل رگرسیون همزمان نقش پیشبینیکننده معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، مداخلات آموزشی با هدف تقویت مهارتهای مدیریت زمان میتوانند به بهبود عملکرد شغلی و کاهش استرس شغلی کارکنان کمک کنند.